باران – با صدای امید

باران با صدای امید: داستان جالبی  داره این ترانه…… در استانبول با امید آشنا شدم … ترانه های معین را به بهترین نحو ممکن اجرا میکرد… پشتکار عجیبی داشت برای رسیدن به هدفهای خودش … وقتی ترانه باران را تحت تاثیر یکی ار ترانه های روز ترکیه ساختم همه چیز حود به حود در مسیر اصلی حودش قرار گرفت …. آقای کیومرث سلیم پور هم در کنارمان بود و در انتظار رسیدن به دحترانش ددر آمریکا … بهتر بگم به قول امید که بعد ها در مصاخبه ای گفت همه ما در استانبول مثل مسافری بودیم که روی پلی راه میرفتیم و نمیدانستیم انتهایش کحاست و تنها یک راه را باید بین رسیدن یا سقوط انتحاب کرد . آشنائی من و سلیم پور به سالهای قبل در ایران بر میگشت . به روز هائی که من ترانه میساختم و ایشان اکثرا هنگام ضبط آن یکی از نوازندگان ویلون در اسودیوی ضبط بود . خود سلیم پور هم در ایران آهنگهای موفق و ریبائی ساخته بود ولی هیچگاه فرصت همکاری بین من و ایشان اتفاق نیافتاده بود ….. وقتی ترانه باران را روی آهنگی با صدای زیبای ( برهان چاچان ) ساختم انگار سلیم پور به چیزی که میخواست رسیده بود . میگفت من سالها بود که منتظر چنین کاری برای دلم بودم و بلافاصله شروع به کمی دستکاری در تنظیم باران کرد و اینجا بود که امید هم برای خواندن این ترانه مصرانه ایستاد حتی با خواننده دیگری که در استانبول بود و این کار را میخواست در گیر شد . امید پیروز به حق این میدان کوچک رقابت بود و همزمان با عاشق شدن و ازدواجش آنرا به نحو احسن اجرا کرد …. من به دانمارک آمدم و آنان به مقصدی که باید میرفتند .