مست – همیشه مست با صدای معین

 

کوچۀ ظفر قندی تو خیابون شیر و خورشید یکی از کوچه های شلوغ و پر جمعیتی بود که دوران نو جوانی من در همونحا سپری شد. با بچه محل های خوبی که هنوزم خاطره هاشون و حفظ کردم و گاهی با همین خاطره ها ساعتها تو گذشتۀ خودم پر و بال میزنم.

یکی از اون خاطره ها قهوه خانۀ (  حسن قهوه چی ) هست که پاتوق تمام بر و بچه های محّله و اطراف اون بود ……..همه جور آدمی تو این قهوه خونه پیدا میشد از گاراژ دار تا کشتی گیر قدیمی و سلاخ و ساواکی ( که البته دروغ و راست این آخری با گوینده اش )…..

بگذریم پیر زنی با لباس های وصله دار و کهنه و آتیش چرخون سیمی خودش همیشه همون دور و برا یا تو قهوه خونه پلاس بود و جالب اینکه اهالی کوچه و آدمای قهوه خونه دوستش داشتند و احترامش  و حفظ میکردند و هر روز هر کدوم جور دیزی یا چائی اونو میکشیدند

از یکی از بچه محل ها شنیدم که زندگی پر پیچ و خم و جالبی رو پشت سر گذاشته بود …. تا یادم نرفته بگم که همیشه نیمه مست و به قول بچه ها (ننه شنگولی ) بود . میگفتند عاشق جوونی بوده که در تصادفی از بین میره و همین اتفاق باعث میشه که اون بزنه به سیم 

آخر و تا سن چهل یا چهل وپنج سالگی ازدواج نکنه …. یه روز از خونۀ پدری میزنه بیرون و تا چند سال کسی نام و نشونی ازش نمی بینه .. میگن بعد از سالها که بر میگرده گرفتار الکل شده بوده و همیشه دور و بر خونه سابق معشوق سرگردون بوده ……..

بیشتر از این کسی چیزی ازش نمیدونست ….. چهرۀ مهربون و دوست داشتنی داشت با همۀ جوونای مخل خوش و بش میکرد اسم همه رو میدونست …. یه جور دیگه بگم انگار یه مادر دلسوز واسه همه بود …. کسی بهش نمیگفت بالا چشمت ابروهه..

ننه شنگولی اگه یکی دو روز غیبش میزد محلّه مخصوصآ قهوه خونۀ حسن آقا پر از دلواپسی و پچ پچ میشد و تا یکی وارد میشد  فورآ ازش می پرسیدند که خبری از ننه داره یا نه و این نگرانی ادامه داشت تا سر و کلّه خانم بزرگ محلّه پیداش میشد…. وفتی 

عارف ابراهیم پور آهنگساز و نوازندۀ خوب از من ترانه ای برای یک خوانندۀ جوان و خوش صدای اهل اصفهان خواست با توجه به جنس صدای ایشان تصمیم گرفتم که همین سرگذشت را سوژۀ ترانه ام قرار بدم .. بعد از چند روز نوشتن و خط زدن ( مست ) آماده

شد و عارف عزیزم آهنگی زیبا و دلنشین در مایۀ دشتی برایش نوشت و تازه آنحا بود که  ( معین ) را شناختم … اقرار میکنم که هیچ کس به جز معین قادر نبود و نیست که این سرگذشت  را به این ریبائی اجراء کند …………..