خونه – با صدای شهیاد

 

 

این ترانه هم داستان خودش و داره…. دقیقا همون خونه ای که وقتی چشم باز کردم مادرم را دیدم … با حوضی وسط حیاط با کاشی های آبی و چند تا ماهی قرمز…. یک چشمه که با پله های زیادی به سطح حیاط میرسید…یک اطاق کوچک که مخصوص استراحت مرغ و خروس های خانه پدری بود ….. یک اطاق خیلی بزرگ با پنج در تزیین شده از ده ها شیشه رنگی به اشکال مختلف ….. شش هفت پله در گوشۀ خیاط آدمو به طبقۀ بالائی میبرد و اونجا یک تک اطاق خیلی بزرگ با ایوانی به اندازۀ درازاییش و دیگر زندگی و زندگی و زندگی ….. چشم به راه پدر با میوه و نان سنگک هایش … طاقچۀ داخل اطاق در دو طرف آیینه یک جلد کتاب حافظ و یک جلد قرآن کریم …. 

این ترانه درست با همون حال و هوا به ذهنم رسید … بیشترمنظور من اشاره ای به آمدن مان به غربت بود ولی جائی که باید از خانه صحبت میشد تصویر همیشگی همان خانه را نگاه کردم …امید این ترانه را میخواست و میل عجیبی هم برای خواندن آن داشت ولی اصرار عجیب تری برای برداشتن کلمه ای از متن ترانه را داشت که محکم ترین و زیبا ترین کلمه ای بود که خانه های قدیمی را بهتر و حقیقی تر تشبیه میکرد مگر میشد در خانه های پدری مان آئینه و کتاب حافظ یا قرآن کریم روی طاقچه های گچی نباشد ؟ از او اصرار و از من انکار ….. تا جائی که پای خانواده ام هم برای قبول حذف آن کلمه به میان آمد و قهر کردن چند روزۀ فرزندم … و این اولین آغاز اختلاف من و امید عزیزم بود که اثرش در ترانۀ بعدی ( نقش ) بیشتر نشان داده شد ….. برایم حرف دلم مهمتر از هر چیز دیگری بود و به قول آریس در یکی از سفر هایم به لس آنجلس این تصمیم عاقلانه بود فراموش نمیکنم نطر جالب آریس را در همین مورد که گفت …. عجیبه این توقع بیجا ……من با اینکه در یک خانوادۀ غیر مسلمان یزرگ شده ام کاملا به خاطر دارم که در خانۀ مادریم به جز کتاب مقدس خودمان قران هم داشتیم … این ترانه را به دوست هنرمندم کاظم عالمی داده بودم که میدانستم کارها و سلیقه اش در چیدن ساز ها و ملودی ها بی نظیر است اما نمیدانستم که ایشان شهیاد دوست عزیز دیگرم را برای خواندن این ترانه انتخاب میکند. به هیچ بهانه ای این انتخاب را مناسب نمیدانم چون هر صدائی پیام خاص خودش رو داره و حرف ترانۀ من با این صدا همخوانی نداشت … صدای شهیاد صدای امروزیست و جوان و اتفاقا خودم این جنس صدا رو دوست دارم … امیدوارم که منظور منو درست متوجه شده باشید …. به هر حال اجرای ترانه خانه صدائی میخواست با حال و هوای زمان خاص ترانه …. افسوس ..