شانس – با صدای فریده

 

در یک گفتگوی بیش از یکساعته با خانم الهام الهی در تلویزیون ایران لس آنجلس متعلق به دوست خوبم آقای شب خیز با فریده آشنا شدم اصلا حرکات و رفتارش به بیشتر خانم هائی که در ینگه دنیا اقامت دارند نمیخورد …. مثل خیلی هاشون عمدا سراغ فلان کلمۀ فارسی رو نمیگیرفت بلکه کاملا فارسی عامیانه و سلیس را صحبت میکرد …. بعد از پایان مصاحبه با هم ساعتی در بیرون ساختمان حرف میزدیم .درویش مسلک و به قول خودمون لوطی … من از این دسته خانمها خیلی خوشم میاد صمن احترام زیاد باهاشون خیلی راخت تر هستم …. طولی نکشید که سر درد دل هامون باز شد و تا یکی دو سال بعد هم ادامه داشت… بار ها از سادگی هاش و سوءاستفاده های دیگران و به قول خودش نامردی ها برام حرف میزد و منم مثل یه برادر گوش و باهاش همدردی میکردم … نمیدونم چی شد پس از مدتها صحبت کار

شد و من خودمو موظف دیدم که هدیه ای براش داشته باشم دو تا ترانه شانس و یکی دیگه هم به نام همون تکیه کلام معروفش در برنامه های تلویزیونی یعنی ( خلاص ) ….. دوستی ما خیلی ساده و بی ریاست یطوریکه بعضی وقتا که سراغ دوستی را در آمریکا میگیرم خیلی راحت عکس العمل نشون میده و مثلا میگه فلانی شخصیت شما کجا و این آقا یا خانم کجا ؟ به هر حال اون در جائی زندگی میکنه که بهتر از من خیلی از افراد ساکن در آمریکا رو میشناسه و من در اروپا با فرسنگها فاصله … محبت به ابرانیان و دوستانش وجودشو پر کرده و خبر دارم که به خیلی ها در پیدا کردن کار کمک کرده عاشق بچه هاشه و سرش با مهمونی رفتناش و ورزش گرمه ….. بهش احترام میذارم به عنوان زنی که خیلی زود محبت پذیره و تا به حال مردانه در مقابل مشکلات ایستاده و برای حرفه و کارش فعالیت کرده. فریده رو با دو سه کلمه مقایسه میکنم ورزش و شیطنت های خاص خودش به اضافۀ خوشروئی و چهرۀ بسیار شادش .