مسعود مؤمنی – تار و آواز ایرانی

      از برادرهنرمندم احمد برایتان نوشتم و اشاره کردم به سه پسرش که هر کــــــــــدام نیز دست توانائی در هنر دارند . اینجا از مسعود پسر بزرگ او حرف دارم . از همان کودکی به یاد دارم کـه دنیائی از محبت و صفــــا بود . وقتی با برادرم و دوستانش جمع بودیم او با دقت به حرفهایمان گوش…

ادامه

گیتی . ا – شاعر

  گیتی را در کلاس شعری که داشتم شناختم . یکی از کسانی بود که مرتب ار کلاسها حاضر بود و کارهایش را میخواند . او در کرمانشه بود و بنا به مساپلی مایل نبود که نام کاملش در اینجا برده شود . استعداد خوتی داشت و با توجه به سالهای زیادی که ایشان را ندیده ام اطمینان دارم…

ادامه

م- تقی پور – شاعر و بازیگر

  جواد رهنما را از سالیان پیش زمانی که در کاج جوانان عضو شدم می شناسم ، او همیشه عاشق هنر و هنرمند بود و به قول دوستان آنروزمان  بی هنری هنر مند تر از همه ما بود. منزل جواد همیشه میعادگاه هنرمندان بود و دیدار هایشان . با حوصله ، صبور ، و عاشق بیقرار موسیقی اصیل ایرانی. وقتی هم…

ادامه

معروف صفرزاده – سازنده و مخترع ساز

           در همان مجلسی که بعد از سالها دوری علیرضا طاووسی را دیدم مردی بود لاغر اندام با چهره ای بسیار مهربان و دوست داستنی که پر واضح بود بیش از حد مورد احترام دوستان هنرمند حاضر بود. حافظة ضعیفم او را به خاطر نمی آورد ولی معروف با خلوص نیت و یزرگواری تمام به…

ادامه

مرتضی شیخانی – ضرب

مرتضی هم جزو همان یادگار های عزیز دوران محلّة استخر و کاخ جوانان بود ، مهربان ، صمیمی ، بی ریا . هیچگاه لبش را بی لبخند به یاد ندارم و مسلم همین خصمصیت خوب اوست که الان هم او را همانگونه شاد و بسیار جوان تر از سالهایش می بینی . مرتضی راه ورود به قلب هر کسی…

ادامه

مهرداد پیکرزاده – آواز و تدریس ردیفهای آوازی

  در ایران استادی داشتم که از جوانی رهنمود ها و کمک های او همیشه برایم دلگرمی بسیار به همراه داشت ، در کاخ جوانان او را شناختم  ، او و بسیاری از دوستان هنرمند دیگرم را که اکنون هر کدام چهره ای معتبر در دنیای موزیک و سینما و تأتر هستند . هز بار که به وطن میروم دیدار اینان…

ادامه

مهدی مؤمنی – خوشنویسی

  مهدی مؤمنی ( خوشنویس ممتاز ) از برادرم برایتان فقط گوشه ای کوچک را نوشتم و به سه پسر هنرمندش تنها به نام بردن اکتفا کردم . حالا میخواهم کوچکترین فرزند او را معرفی کنم ، مهدی عزیزم را که مانند پدر و برادرانش دنیائی از احساس و عشق به هنر است . پسر خیلی متواضعی است باز هم مثل…

ادامه

گیتی خسروی – اپرا

  از گیتی نوشتن و گفتن کمی مشکل تر از بقیه دوستان خوبمه  چون اونو از همون دوران بسته شدنکاخ جوانان دیگه ندیده بودم فقط گاه گاهی از تقی بهلولی و جواد رهنما ازش چیزائی میشنیدم . از جواد میشنیدم که گیتی ماشالله واسه خودش هنرمندی شده ، تو آلمان برو بیائی داره ، خیلی تحویلش میگیرن ، کنسرت…

ادامه

علیرضا طاووسی – ویلون

  علیرضا طاووسی ( ویولن ) طاووسی هم یکی از همان عزیزانی بود که از کاخ جنوبی می شناختمش و حالت به خصوص چهره اش را هیچگاه از یاد نبردم ، هر وفت که می نواخت انگار در خویش نبود با هر نت و با هر حرکت آرشه اش حالتی میگرفت که باید اهل دل باشی تا بدانی چیست…

ادامه

جلال حدادی

  ———————————————————————————————————– جلال حدادی ( سنتور ) او را در سفر آخرم به همدان دیدم . در جشن ازدواج مهدی برادر زاده ام . مسعود برادر بزرگ مهدی که خود هنرمندی شایسته است پیشم آمد و او را معرفی کرد . از همان نگاه اول میشد صفا و سادگی و صمیمیت را در چهره اش دید . از آن دسته…

ادامه