شریک با صدای میثاق

  در مورد این ترانه حرفهایی دارم در فرصتی دیگه حتما براتون خواهم زد چون تولد این ترانه البته با آهنگی دیگه که با صدای کامران اجراء شد بر میگرده به خیلی سالهای قبل.   

ادامه

قبلۀ – با صدای آریس

  با آریس عزیز به وسیلۀ دوست هنرمند و دلسوخته ام کیومرث سلیم پور آشنا شدم که در تنظیم آهنگ ( باران ) با صدای امید با ایشان همکاری داشتم … و دیری نگذشت که این دوستی به دل نشست و به مهر تبدیل شد … شخصیت بسیار دوست داشتنی و فکر روشن و بدون تعصبش از نکات ذاتی…

ادامه

شانس – با صدای فریده

  در یک گفتگوی بیش از یکساعته با خانم الهام الهی در تلویزیون ایران لس آنجلس متعلق به دوست خوبم آقای شب خیز با فریده آشنا شدم اصلا حرکات و رفتارش به بیشتر خانم هائی که در ینگه دنیا اقامت دارند نمیخورد …. مثل خیلی هاشون عمدا سراغ فلان کلمۀ فارسی رو نمیگیرفت بلکه کاملا فارسی عامیانه و سلیس…

ادامه

خونه – با صدای شهیاد

    این ترانه هم داستان خودش و داره…. دقیقا همون خونه ای که وقتی چشم باز کردم مادرم را دیدم … با حوضی وسط حیاط با کاشی های آبی و چند تا ماهی قرمز…. یک چشمه که با پله های زیادی به سطح حیاط میرسید…یک اطاق کوچک که مخصوص استراحت مرغ و خروس های خانه پدری بود ……..

ادامه

سر زمین پدری – با صدای رامین

  به این ترانه علاقۀ خاّصی دارم . زمان تولدش بر میگرده به سال های اول مهاجرتم به اروپا …. اوائلش تمام حواسمون به جمع و جور کردن خودمون و جفت و جور شدن با محیط و آدمای جدید بود، نمیخوام بگم همش ولی مقداری از فکر و خیال هامونو اشغال کرده بود ، کمی که جا افتادیم تازه…

ادامه

باران – با صدای امید

باران با صدای امید: داستان جالبی  داره این ترانه…… در استانبول با امید آشنا شدم … ترانه های معین را به بهترین نحو ممکن اجرا میکرد… پشتکار عجیبی داشت برای رسیدن به هدفهای خودش … وقتی ترانه باران را تحت تاثیر یکی ار ترانه های روز ترکیه ساختم همه چیز حود به حود در مسیر اصلی حودش قرار گرفت…

ادامه

یه پارچه نمک – با صدای شهرام

    بعد ار ساختن چند ترانه با خواننده های آنروز های به اصطلاخ کوچه بازار که موفق هم بودند با آقای عارف ابراهیم پور نوازنده و آهنگساز چیره دست آشنا شدم و به پیشنهاد ایشان دفتر کاری در استودیو طنین گرفتیم و شروع به کار کردیم … مالک و تاسیس کنندۀ این استودیوی پر کار و خوشنام که…

ادامه

بن بست – آینه

  در مورد همکاری و خود خانم آینه حرف زیادی ندارم به جز اینکه همسرشان شاهین را ابتداء از طریق دوست مشترکی که معرفشان بود با تلفن و بعد ها در یک دیدار یکروز و یکشبه شناختم…. مردی بود کاملا صمصمی و دوست داشتنی… به جز دو کار ثابت و روزانه تجربه های زیادی در موردسنگهای قیمتی به دست آورده بود .ه همین…

ادامه

روزگار با صدای پویا

  وقتی اجرای ترانۀ نقش محرز شده بود روزی بلفن منزل زنگ زد تا گوشی را بر داشتم به ناگهان پویا با صدای خویش شروع به خواندن کرد: اگه روزگار گذاشت یه بار دیگه دنیا بیام بازم عاشقت میشم بازم سراغ تو میام و توضیح داد که این ترانه مرا از محمد مقدم گرفته ……. به خاطرم آمد در سفری که…

ادامه